طبیعت



همه جا رنگ رخ یار است

زیبایی که ببینی

سختی

ناراحتی

...


ادامه نوشته

چشم زخم





تو را خودم چشم زدم

بس که نوشتمت میان شعرهایم

بی آنکه اسپند بچرخانم دور واژه ها

تو را

خودم

چشم زدم

می دانم...



+ پیامکی بود از همکار عزیز سابقم ، بندر کنگان بوشهر. به دلم نشست حیفم آمد ...

دهه شصتی، نسل سوخته



چشمهایم را عقب جا گذاشته ام

تو

رد پایم را گم نکن




+ ما بچه های دهه شصتی همین هستیم. همیشه توی هپروتِ گذشته ایم. سالهای بچگی، سالهای دانشگاه یا همین تابستانی که گذشت...


ادامه نوشته

عطر یاس..بوی سیب



در خانه ات را زدم

منم همسایه

دعاکن برایم خانم



+برایت دعا کردم بیشتر از خودم. شیطان در کمین است آهای بچه شیعه ها!!

++ دوستم مدینه است ، مدینه و فاطمیه...

ادامه نوشته

رزق دلم را به تو سپرده ام خانم






رهبر معظم انقلاب:

«من رزق هر ساله‌ی مملکت را در شب‌های عزاداری حضرت فاطمه (س) از خدا می‌گیریم.»



+ جدید نوشت:

کتابم در گیر و دار سیاسی سرانجام نامعلوم پیدا کرده است. ظاهرا کتاب چاپ شده با تیراژ3000 اما برای رونمایی ، مسوولین درگیر انتخابات شده اند و منتظر جناح بندی و اعلام مواضع هستند. از کجا معلوم ، شاید صلاح بدانند کتابم را خمیر کنند!! فعلا تا توانستم زور زدم حق طراح جلدم را بگیرم. الخیر فی ما وقع

ادامه نوشته

روز سید





شرمنده ام سید

آن روز که خبر شهادتت را تلویزوین نشان داد

اشکهای خواهرانم متعجبم  کرد

بعد دیدم همانی که متنهای روی مستندش را حفظ می کردند تو بودی

هر سال توی دانشگاه و مدرسه برایت سالگرد می گرفتند با پول خودشان پوستر چاپ می کردند

بعد همه می پرسیدند آوینی؟ آوینی کی بود؟!

می آمدند خانه هم یکی متن نامه ات به حاتمی کیا را از بر می خواند آن یکی ادامه می داد

عکست زود قاب شد و جا گرفت توی اتاق پذیرایی خانه مان که هیچ شباهتی به اتاق پذیرایی نداشت

قاب عکست رفت کنار قاب عکس شهدای دیگر

کنار عکس آقا و امام


شرمنده ام سید

امسال را

خودت می دانی

نه! تقصیر دارم سید

کوتاهی کردم

امشب آخرین ساعات

یادم آمد

امروز

روز تو بود

روز پروازت

روز سید مرتضی



+ عکس را در اندازه ی واقعی تماشا کنید. توی چشمهای سید نگاه کنید. من هم نگاه کرده ام.




تک بیت



خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش

بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر



+ عاشق این تک بیت هستم. یکی از بیتهای اشعار مولوی است و سروش هم کتاب قمار عاشقانه اش که تحلیلی است بر مثنوی مولوی را با این بیت نامگذاری کرده

++ هیچ یاد و خاطره ای فراموش نمی شود.

+++ دعا برای دوست قشنگ است حتی اگر دوست یادت نکند.

++++ روزها سریع پشت سر هم می روند چقدر کارهای نکرده مانده است.

ادامه نوشته

درد




ناتوانی یعنی

نتوانی برای درد دل کسی کاری بکنی





عمر



گل که باشی هرکسی تو را می چیند.



ادامه نوشته

سیزده

 

نعمتت را شکر

هرجا را نگاه می کنی

الله اکبر

 

+ ای کاش در مورد سیزده به در کمی تحقیق کنیم و بدانیم باز هم پای یهودی ها-از آن جنس های بدشان- باز می شود میان این رسم و ایرانی کشی در قرن های پیش و همین استر مردخایی که همدان خفته و زیارتگاه یهودیان است و گردشگران  و... بد نیست تفحصی شود در باره ی  این رسم.

ادامه نوشته

بهار

هر روز را نشانه ای ست که تو را بیابم

روزهایم را گم کرده ام

تو مرا پیدا کن

ادامه نوشته

بانو



من از کوچه های تنگ که می گذرم

خیلی دلم برایت تنگ می شود...




+ مدینه، چشمم به در مسجد النبی بود، همان دری که مقابلش را دیوار کشیده اند همان  که گفتند در خانه ی تو بود

دلم میخواست سکویی را ببینم که گفتند با پهلوی خونی بر روی آن نشسته بودی و تا همانجا علی دست بسته را دنبال کردی   و وارد حریم مسجد نشدی تا مبادا حرمت مسجد با سرخی خونت شکسته شود...

همانجا که گفتند دعا مستجاب می شود


++ فاطمیه... دعاهایم را مستجاب شده می بینم  بی بی، با تو بودن حال خوش می آید سراغم

+++ خانم، گمان کنم شمیم یاست امسال پر رنگ تر از همیشه به دلم بیاید چون... کمی از دردهایت را می توانم حس کنم مادر




زیباترین جمله ی نوروزی


سر ذوق آمدم و پر از غرور شدم

راحت و ساده بگویم

عشق کردم آقا



ادامه نوشته

سی اسفند





+ پیامک های تبریک پشت  سرهم می رسند. به هیچ کدام پاسخ نمی دهم چون احساسم را منتقل نمی کند.

++ سال ها که می گذرد،  دنیا برایت بی رنگ تر می شود.


ادامه نوشته