فقط برای دل آقا



امروز را برایتان سیاه پوشیده ام آقا

بگذارید خیال کنم جزء عزاداران پدرتان هستم

سامرا را یادتان هست که

من بودم و حرم پدر بزرگوارتان و مادر و عمه ی والا مقامتان

آقا! حرفهایم ...

آنها واسطه

خودتان میدانید من که هستم و غرق در چه و غبطه ی چه و وو

آقا!

من را فراموش نکنید

این اشکها و روضه ی امروز را بپذیرید.



+ طبق عنوان پست ،قسمت نظرخواهی بسته خواهد ماند.

دنیای بیگانه



 

 

کجای راه را اشتباه آمده ای؟!

حرفها نامفهوم

نگاه ها سرد

قلب ها یخی

آدم ها آهنی

این دنیا پر از بیگانه است

شبیه تو

 

 

می شود مثل تو بود؟

چشمها را بست؟ !

 

 

 

 

.








نقطه

ته خط

--------------------------------------------------------------







باور

می نویسم سر خط

با همه ی کلماتی که در ذهنم دارم

داستان پشت داستان

خیالم کار دستم می دهد

دنیای خیالی

بازی های کاغذی

 سفید

 سیاه

گاهی خاکستری

داستانهایم را زیادی باور کرده ام



+روزگار می گذرد. همینش خوب است...

++ معصومه جان، همه مان زود می رویم. زود زود زود...غصه دار نباش

+ هیچ کس را باور نکن، باورهایمان همیشه غلط بوده اند

++اجازه خدا! میشه برگمو بدم؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده اما خسته ام...

...

امروز خبری شوکه ام کرد

آن هم ، مرگ ناگهانی همسر دوست و استاد هنرمندی که برای ادبیات کودک ؛ آن هم از جنس حماسه و متعالیش ، مو سپید کرده است.

میدانستم با چه سختی به همسرش رسیده بود و می دانستم عشق در زندگیشان ، معنا پیدا کرده بود.

مانده ام در کار خدا

زبانم در دهان باز بسته است...


+ آقای محمد گودرزی دهریزی، دلتان لبریز از صبر


ادامه نوشته

مثل تو


لباسی را که من دوستدارم می پوشی

لباسی را که دوستداری می پوشم

ما هیچوقت مثل هم نخواهیم شد!

و این زیباترین است.


+